هر كه خود را شناخت در نتيجه ، خدا را شناخته است « 1 » .
كه مقصود از آن نفس ، شخص پيغمبر صلى الله عليه و آله است ، به جهت به حقيقت پيوستن فرموده حق تعالى :
[ النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ]
« 2 » .
پيامبر ، نسبت به مؤمنان از خودشان اولى و سزاوارتر است .
زيرا حقيقت پيغمبر صلى الله عليه و آله به نور هدايت خويش نفوس مؤمنان را كامل و عقلهاى انسانها را روشن و تابناك و آنان را از قوه به فعليّت خارج نموده و برايشان دانشنورى افاضه و پخش و بديشان وجود شايستهء جهان ديگر را مىبخشد .
پس ذات پيغمبر صلى الله عليه و آله علت و اصل براى به حقيقت پيوستن حكمت و ايمان در وجود مؤمنان بوده و گوهر ذات آنان را به صورت وجود دايمى و استوارى جاويد به فعليت مىرساند و علّت فاعلى شيئى به او ، از ذات شيئى به خودش سزاوارتر است ؛ زيرا شيئى با نفس خودش متصف به امكان و با علّت و به كمال رسانندهء خود ، متصف به وجوب است و وجوب و كمال به شيئى سزاوارتر از امكان و نقصان است ، نيكو به فهم و در آنچه كه بر تو از معنى لزوم پيروى پيغمبر صلى الله عليه و آله و امام خوانديم كه آن دو ، دو مقدم و بر پا دارنده ذات مؤمن از آن جهت كه مؤمن است مىباشند ، درست دقت كن « 3 » .
آرى ، كلام اين بزرگواران عين فيض الهى و محض حكمت و ايمان و چراغ راه و نشانهء هدايت و مبدّل قوه به فعل و علامت حق و پرچم عزّت و مغيّر سيّئه به
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 2 / 32 ، باب 9 ، حديث 22 .
( 2 ) - احزاب ( 33 ) : 6 .
( 3 ) - تفسير سوره نور : 87 .