شداد بن اوس گويد :
رسول صلى الله عليه و آله را ديدم كه همى گريست . گفتم : يا رسول اللّه ! چرا همى گريى ؟
گفت : همى ترسم كه امت من شرك آورند نه آن كه بت پرستند يا ماه و آفتاب ليكن عبادت بر او به ريا كنند « 1 » .
و گفت : اندر ظلّ عرض آن روز كه هيچ ظلّ نباشد جز آن مردى نخواهد بودن كه بدست راست صدقه بداد و خواست كه از دست چپ پنهان دارد .
عبادت خالصانه
رسول صلى الله عليه و آله گفت :
چون حق تعالى زمين را بيافريد بلرزيد كوه را بيافريد تا وى را فروگرفت ملايك گفتند : هيچ چيز نيافريد حق تعالى قوىتر از كوه .
پس آهن رابيافريد تا كوه راببريد ، گفتند : آهن قوىتر است ، آتش را بيافريد تا آهن را بگداخت ، پس آب را بيافريد تا آتش را بكشت ، پس باد را بفرمود تا آب را برجاى بداشت . پس ملايك خلاف كردند و گفتند : بپرسيم از حق تعالى كه چيست از آفريدههاى تو كه هيچ چيز از آن قوىتر نيست ؟ گفت : آدمى كه صدقه بدهد به دست راست كه دست چپ وى خبر ندارد ، هيچ آفريدهاى قوىتر از وى نيست و نيافريدهام « 2 » .
عبادت ناخالص
هامش
( 1 ) - مجموعة ورام : 2 / 233 ؛ مستدرك الوسائل : 1 / 109 ، باب 11 ، حديث 113 .
( 2 ) - محجة البيضاء : 6 / 142 ، كتاب ذم الجاه والرياء .