تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
و مصرّانه از من درخواست شده به آن ناحيه بروم و من در مسئلهء تكليف و وظيفهء خود مردّد و دودل هستم ، چاره‌اى جز رجوع به باب علم نبى نديدم ، تكليف من چيست كه سخت سرگردانم ؟ علامهء بحرالعلوم مىگويد : ناگهان صدايى از قبر مطهر آمد كه همهء ما شش نفر شنيديم كه : يا شَيْخُ لا تَخْرُجْ مِنْ بِلادِنا . اى مرد بزرگ ! از منطقهء ما بيرون مرو . آقا باقر به ما شش نفر روى آورد و فرمود : شنيديد مولاى من چه فرمود ؟ عرضه داشتيم : آرى ، فرمود : گواه باشيد كه طبق فرمان مولا وظيفهء من ماندن در اين منطقه است ، آن گاه براى اين كه مردم ايران از فيض الهى محروم نباشند به فرزند ارجمند و عالمش آقا محمد على امر كرد به طرف ايران حركت كند و آن جناب به امر پدر به سوى ايران آمد و در شهر كرمانشاه اقامت جست و در آن ناحيه منشأ آثار و خدمات مهم علمى و اجتماعى شد . آرى ، با ترك گناه و اداى فرايض به شرطى كه نور خلوص در عمل تجلّى داشته باشد مىتوان به مقامات عاليه الهيّه رسيد .

غيبت ، مانع وصول به حق

گناه ، مانع خطرناك و سدّ زيان‌بخشى است ، هر يك گناهى كه از انسان صادر شود يك قدم عقب‌نشينى از مقام قرب و وصال و يك گام دور شدن از محبوب و نزديك شدن به ابليس ملعون و شيطان رجيم است و از جمله گناهانى كه در تاريكى درون و عقب راندن انسان از مقام قرب عجيب اثر دارد غيبت است ، به