و مادّه عالم ارواح آمده و عالم ارواح منشأ عالم ملكوت شده و عالم ملكوت مصدر عالم ملك بوده ، جملگى عالم ملك به ملكوت قائم و ملكوت به ارواح قائم و ارواح به روح انسانى قائم و روح انسانى به صفت قيومى حق قائم :
[ فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ]
« 1 » .
بنابراين [ از هر عيب و نقصى ] منزّه است خدايى كه مالكيّت و فرمانروايى همه چيز به دست اوست ، و به سوى او بازگردانده مىشويد .
و هر چه در عالم ملك و ملكوت پديد آيد همگى به واسطه آيد ، الّا وجود انسانى كه ابتدا روح او به اشارت « كن » پديد آمد بىواسطه و صورت قالب او تخمير بىواسطه يافت كما قال :
خَمَرْتُ طينَةَ آدَمَ بِيَدى أرْبَعينَ صَباحاً « 2 » .
گِل آدم رابا قدرت خود در چهل روز سرشتم .
در وقت ازدواج روح و قالب تشريف :
[ وَ نَفَخْتُ فِيهِ ]
« 3 » .
و از روح خود در او بدمم .
بىواسطه ارزانى داشت و اختصاص اضافت : « من روحى » كرامت فرمود ، پس كمال مرتبهء روح در تجليهء او آمد به صفات ربوبيت تا خلافت آن حضرت را شايد .
و در اين معنى مذاهب مختلفه است :
هامش
( 1 ) - يس ( 36 ) : 83 .
( 2 ) - مرصاد العباد : 28 .
( 3 ) - حجر ( 15 ) : 29 .