و تضرّع بردن به پيشگاه مقدس او و شناختن عيوب نفس و طرق فريب او كه در غايت پنهانى و دقت است ، طرقى كه موافق عقل و علم و دين و شريعت و سنن و طريقت نيست .
اگر تو با وجود اين همه خطرها و عيوب نفس ، راضى از خود باشى و از خويش سلب تقصير كنى ، زهى خفّت عقل و سبكى رأى كه حاكم بر توست و زهى شقاوت و بدى نفس تو كه در اين مدت مديد و عهد بعيد ، راه به نفس خود نبرده و منجيات و مهلكات را نشناختهاى !
بدان كه كسى عمرش ضايعتر از تو نشده و حسرتى چون حسرتت در قيامت براى كسى نيامده است .
در اين زمينه هيچ جملهاى رساتر و عالىتر از كلام وجود مقدس حضرت مولى الموحّدين اميرالمؤمنين عليه السلام نيست كه مىفرمايد :
بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الْمَوْعِظَةِ حِجابٌ مِنَ الْغِرَّةِ « 1 » .
بين شما و موعظه حجابى از غرور است .
علامهء خويى در « شرح نهج البلاغة » در وضيح اين جمله مىگويد :
غرور و غفلت از بافتههاى خطرناك شهوت و عشق به دنيا و متابعت هوا و سستى از به دست آوردن واقعيتها و خلاصه محصولى از رذايل اخلاقى است .
اگر انسان در شؤون زندگى صرفاً به دنبال غرايز جسمى و حيوانى باشد ، بر قلبش پردهء كدورت افتد و چشم بصيرتش بسته شود ، در آن هنگام از ديدن حقيقت عاجز شود ، اگر چه صداى حقيقت در اعلا مرتبه بلند شود و داعيان حقيقت جهان را پر كنند ، ضخامت اين حجاب گاهى به حدى مىشود كه قلب از تنفس كردن
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : حكمت 282 ؛ غرر الحكم : 266 ، حديث 5761 .