بروز نتايج اعمال است ، اين همان اصل معروف به « اصل خوف و رجا » است .
يَقُولُ : اقِفُ عِنْدَ الشُّبُهاتِ ، وَفيها وَقَعَ ؛ وَيَقُولُ : اعْتَزِلُ الْبِدَعَ ، وَبَيْنَهَا اضْطَجَعَ « 1 » .
ادعا مىكند كه در شبهات توقف مىكنم در حالى كه در همان شبهات غوطه مىخورد و مىگويد از بدعتگذارىها كنارهگيرى مىكنم در صورتى كه در ميان بدعتها مىآرامد .
صيّادان نابكار انسانها ، ادعايى دارند كه مخصوص تهذّب يافتگان و كمالجويان مىباشد ، آنان خود را از ورود جسورانه به موارد شبهه تبرئه مىنمايند ، تا خود را حتى از گروه كسانى كه به جهت ورود در شبهات مورد عتاب قرار خواهند گرفت خارج معرّفى كنند !
و نمىخواهند بدانند كه جرأت و بىپروايى آنان به ارتكاب اعمال زشت كه بدتر از ورود در شبهات است ، براى آنان حيا و امتناع از ورود در شبهات باقى نمىگذارد ، لذا با چنين ادعايى كه ما هرگز مرتكب شبهات هم نمىشويم منصرف ساختن ذهن مردم از توجه به گناهان صريحى است كه آنان مرتكب مىگردند .
آنان داخل كردن آنچه را كه از دين نيست در دين و خارج كردن آنچه را كه از دين است « بدعت » منكر مىشوند و خود را از اين وقاحت تبرئه مىنمايند ، در صورتى كه دين به معناى حقيقى آن از ديدگاه آن دور است و آنچه كه براى آنان اصالت و اهميت دارد دكّان خودفروشى و دامى است كه در پيش پاى مردم مىگسترانند ، لذا توجّه و اهميتى به آن نمىدهند كه كدامين عقيده يا حكم داخل در دين است و كدامين عقيده و حكم خارج از آن مىباشد .
اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : خطبهء 86 .