من به زيارت همديگر مىروند و به يارى همديگر مىشتابند و براى من دوستى مىكنند و براى خاطر من نسبت به يكديگر بذل مال و اخلاق مىنمايند « 1 » .
و نيز آن حضرت فرمود :
خداوند در قيامت خطاب مىكند : كجايند آنان كه در راه من به هم محبت كردند ؟ امروز آنان را در سايه خود قرار دهم ، روزى كه جز سايه من سايهاى نيست « 2 » .
حضرت فرمود :
مردى دوستش را براى خدا ملاقات كرد ، خدا ملكى را در راه او قرار داد ، از او پرسيد : كجا بودى ؟ گفت : به زيارت برادرم رفته بودم ، پرسيد : به خاطر حاجتى ؟
گفت : نه ، گفت : قوم و خويش بودى ؟ گفت : نه ، گفت : چيزى نزد او داشتى ؟
گفت : نه ، گفت : پس براى چه به ديدار او شتافتى ؟ گفت : فقط به خاطر خدا ، گفت : اى مرد ! خداوند مرا فرستاده كه به تو بگويم خدا به خاطر اين گونه دوستى تو را دوست دارد و بهشت را براى تو واجب كرد « 3 » .
حضرت فرمود :
محكمترين دستگيرهء ايمان ، دوستى در راه خدا و دشمنى در راه اوست « 4 » .
هامش
( 1 ) - محجة البيضاء : 3 / 286 ، كتاب آداب الصحبة والمعاشرة .
( 2 ) - محجة البيضاء : 3 / 287 ، كتاب آداب الصحبة والمعاشرة .
( 3 ) - محجة البيضاء : 3 / 287 ، كتاب آداب الصحبة والمعاشرة .
( 4 ) - الكافى : 3 / 125 ، باب الحب فى اللّه والبغض فى اللّه ، حديث 6 ؛ بحار الأنوار : 66 / 242 ، باب 36 ، حديث 17 .