كتابها مىشود ، اين مقدار براى توجه دادن به اين حقيقت بود كه اينان با اين فرمايشها ثابت كردهاند كه نسبت به انسان از بهترين دوستان و رفيقانند ، در هر صورت پيروى از خداى عزيز و انبيا و ائمه و عرفا و حكما و مؤمنان تمام خير دنيا و آخرت است .
از حكما و عرفا و مؤمنان اشعار نغزى بجا مانده كه به برخى از آن اشعار اشاره مىرود :
از بلا تا رسته گردى اى عزيز * باز بايد داشتن دست از دو چيز
رو تو دست از نفس و دنيا باز دار * تا بلاها را نباشد با تو كار
ور به حرص و آز گردى مبتلا * با تو روى آرد زهر سو صد بلا
آن كه نبود هيچ نقدش در ميان * هر كجا باشد بود اندر امان
نفس و دنيا را رها كن اى پسر * باز رستى از بلا و از خطر
گر غنا خواهد كسى از ذوالمنن * در قناعت مىتوانش يافتن « 1 »
* * *
در خانهء دل ما را جز يار نمىگنجد * چون خلوت يار آنجاست اغيار نمىگنجد
در كار دو عالم ، چون دل به يكى داديم * جز دست يكى ما را در كار نمىگنجد
مستيم و در اين مستى بى خود شده از هستى * در محفل ما مستان هشيار نمىگنجد
هامش
( 1 ) - مجموعه آثار ، عطار نيشابورى .