تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
ذوالقرنين گفت : چگونه است كه همه شما را خرسند و خندان مىبينيم و مثل اين كه غم و اندوهى در بين شما وجود ندارد ، گفتند : براى اين است كه هر چه پيش آيد از خدا مىدانيم و او هم هر چه صلاح ماست براى ما مقرّر مىدارد و هر كس را هر چه صلاح اوست پيش آيد بايد خندان و خرسند باشد نه غمناك و اندوهگين « 1 » .

عفو يوسف

در قرآن كريم در سورهء مباركه يوسف آيات 88 تا 90 مىخوانيم : برادران به امر پدر بزرگوار خود حضرت يعقوب به مصر آمده و بر حاكم وارد شدند و گفتند : اى عزيز مصر ! ما با همهء اهل بيت خود به فقر و قحطى و بيچارگى مبتلا شده‌ايم و با متاعى ناچيز و بىمقدار به حضور تو آمده‌ايم ، محبت فرما و به قدر احسانت به ما بيفزا و از ما به صدقه دستگيرى كن كه خدا صدقه بخشان را نيكو پاداش مىدهد . در اين حال كه يوسف نيازمندى و دلشكستگى برادران را ديد رحمش آمد و پرده از روى كار برداشت و گفت : شما برادران يوسف در دوران جهل و نادانى فهميديد كه با يوسف چه كرديد ؟ آنان گفتند : آيا تو همان يوسف هستى ؟ پاسخ داد : آرى ، من همان يوسفم و اين برادر من است ، خداوند به رحمت بىحساب خود بر ما منت نهاد كه البته هر كس در برابر حوادث تقوا و صبر پيشه كند ، چنين كسى پيش خدا نيكوست و خدا اجر نيكوكاران را ضايع نمىكند .
هامش
( 1 ) - الأمالى ، شيخ صدوق : 170 ، المجلس الثانى ؛ بحار الأنوار : 12 / 175 ، باب 8 ، حديث 2 .