و چگونه چنين نباشد و حال آن كه در ماوراى زندگى غير از عدم و بطلان چيزى ديگرى نيست و معلوم است كه اين ارزش را براى زندگى به خاطر اثر آن قائل است كه عبارت باشد از شعور و اراده كه نشاط و سعادت زندگى انسانى به آن است و براى همين جهت است كه همواره از جهل و نداشتن حرّيت اراده و اختيار مىگريزد .
انسان كه يكى از موجودات زنده است مانند همهء موجودات مجهز به سلاحى كه زندگى معنوى او را كه حقيقت وجود اوست تأمين مىكند مىباشد ، همان طورى كه تمامى انواع موجودات مسلّح به سلاحى كه حافظ بقايشان باشد هستند .
سلاح انسانى همين اراده و اختيار اوست كه خيرات و منافع او را از شرور و مضارش مشخص نموده و او را به آن يكى سوق و از اين يكى زنهار مىدهد .
و از آنجايى كه اين هدايت الهيه كه نوع انسانى را به سوى سعادت و خير و به سوى منافع وجودش دلالت مىكند هدايتى است تكوينى و از مشخصات نحوهء خلقت اوست و محال است كه نظام آفرينش در يك مورد دچار خطا و اشتباه شود لاجرم بايد به طور قطع گفت كه انسان سعادت وجود خود را به طور قطع درك مىكند و در اين دركش دچار ترديد نمىشود ، هم چنان كه ساير انواع مخلوقات بدون اين كه دچار سهو و اشتباه شوند به جبلّت و فطرت خود راهى را كه منتهى به سعادت و منفعت و خيرشان مىشود مىپيمايند و اگر در جايى دچار خبط مىشوند به خاطر تأثير عوامل و اسباب نامناسب ديگرى است كه موجودى را از مسير خيرات و منافعش منحرف ساخته به سوى ضرر و شرش سوقش مىدهد ، مانند جسم ثقيل زمينى كه به حسب طبع زمينيش بايد در روى زمين قرار بگيرد ، و لكن فشار نيرويى او را مجبور به دور شدن از زمين نموده و به رفتن به سمت بالا
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 351
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٥١