هماهنگ با واقعيتهاى الهى باشد .
و چه بسا فريفته شوى به آنچه ديگران به تو گمان دارند كه تو خوف الهى دارى و اظهار ندامت و پشيمانى مىكنى ، در حالى كه حضرت حق در دل تو خلاف آن بيند و ملاحظه كند آنچه از تو بروز مىكند از صميم قلب نيست ، آه كه اين غرور چه غرور خطرناكى است ! !
و چه بسا كه خود را به زور و جبر و از روى بىميلى به عبادت وادار كنى ، در حالى كه حضرت حق از تو عبادت با شوق و خالصانه خواسته و تو به آن عبادت زورى مغرور شوى و تصور كنى در درگاه حضرت دوست كارى كردهاى ، راستى اين غرور چه نفعى به حال تو دارد ، آيا از اين حال غير خسارت در دنيا و آخرت چيز ديگرى نصيب تو خواهد شد !
و چه بسيار كه به دانش و نسب خود افتخار كنى و از عيوبى كه در درياى وجودت موج مىزند و خدا بر آن آگاه است غافل باشى و خلاصه تصور كنى خيلى شايستهاى در حالى كه حق مىداند خيلى بد و آلودهاى ! !
و چه بسا باشد در حال دعا باشى و به خيال خود خدا را مىخوانى در حالى كه منظورت غير است و به اين دعاى دور از حقيقت مغرور شوى و تصور كنى اهل دعايى در حالى كه اهل ريايى ! !
كه با دل آلوده و قلب تاريك و خدعه و نيرنگ آن هم در حريم حرم دوست كسى به جايى نرسد ، بلكه به هلاكت و بدبختى خود كمك مىكند .
حاصل آن كه چنان كه كوفتههاى مزمن بىقلع ماه به اصلاح نمىآيد ، امراض روحانى هم بىرادع قوى از نفس سلب نمىشود ، چنان كه اين ضعيف ، از مؤمنى شنيدم كه مىگفت :
از من در اوايل سنّ خلاف شرعى واقع شد و از آن عمل توبه كردم و بعد از چند
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 34
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٤