صحت توبه و ندامت ، حزن است و اندوه بر ضياع « 1 » انفاس و اوقات و تقويت فريض « 2 » طاعات وقت استطاعات در مخالفات .
و حزن حالتى است كه چون بر سالك غالب شود و قايم گردد او را غير حق و اشتغال به غير فانى گرداند و نتيجهء آن اشفاق « 3 » است .
و خوف حالتى است كه بر اثر فوت كلّى غلبه كند ، چون حزن بر فوت وقت ماضى است در مخالفت و خوف بر فوت وقت مستقبل و چون خوف بر فوات اوقات مستقبل است ، منتج استيحاش « 4 » است از اغيار و ماسوى اللّه .
و استيحاش وحشت و ملالت يافتن است از اغيار و ما سوى اللّه و از مشغولى به غير حق و آن منتج احوال بسيار است ، هم چون زهد كه عبارت است از عدم رغبت فيما سوى اللّه و فرار كه گريختن است از غير حق و ذهاب كه استمرار فرار است و انزعاج كه موجب فرار است و ذهاب و ماشا كل ذلك من الاحوال و چون وحشت بايد از خلق و به حق گريزد طلب خلوت كند و خلوت موجب فكر است در سبب حصول وصول و موجبات آن و فكر منتج ذكر است و ذكر موجب حضور به مذكور و دوام ذكر موجب حضور و دوام حضور موجب دوام مراقبت و چون دايم الحضور و المراقبه شود ، حقيقت حيا از حق در مخالفت و معصيت به نفس قائم شود و حياى حقيقى چون به نفس قائم گردد به حقيقت ادب مع اللّه تحقق يابد و ادب موجب رعايت حدود شرعى است و مخالفت بر اوامر مرعى و انتها از جمله معاصى اصلى و فرعى .
هامش
( 1 ) - ضياع : هلاك شدن .
( 2 ) - فريض : واجب .
( 3 ) - اشفاق : بيم و ترس .
( 4 ) - استيحاش : احساس و نفرت كردن .