و جز خداى عالم و خاصان از اوليايش از ذات بىمثالش هيچكس را خبر نيست كه قلب او و وجود او و هويت او كتاب مكنون است .
[ لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ]
« 1 » .
جز پاك شدگان [ از هر نوع آلودگى ] به [ حقايق و اسرار و لطايف ] آن دسترسى ندارند .
بر همه سر خيل و سر خير بود * قطب گران سنگ و سبك سير بود
شمع الهى ز دل افروخته * درس ازل تا ابد آموخته
چشمه خورشيد كه محتاج اوست * نيم هلال از شب معراج اوست
تختنشين شب معراج بود * تختنشان كمر و تاج بود
هم چو الف راست به عهد و وفا * اول و آخر شده بر انبيا « 2 »
* * * او را هويت آن چنان عظيم و بزرگ است كه به وقت ولادتش بانگ دلنواز رحمت حق برآمد كه اى آمنه ! اى گنجور گنجينهء رحمت و رأفت ! و اى خازن خزانهء عنايت و هدايت ! كودك خجسته طالع و فرخنده طلعت خويش را محمد بنام كه از
هامش
( 1 ) - واقعه ( 56 ) : 79 .
( 2 ) - مثنوى ، نظامى ( مخزن الاسرار ) .