پنگوئنها روى تخمهاى يكديگر خوابيده ، آنها را شكوفانيده و از بچههاى بيگانه دقيقاً پرستارى كرده و به آنها شديداً عشق مىورزند .
گوزن ، آهو و ميمون به صورت دستهجمعى و قبيلهاى زندگى مىكنند ، حتى حشرات با هم زندگى مشترك دارند ، مانند پروانهها كه گاهى اجتماع آنها به قدرى زياد است كه مانند ابر متراكم در آسمان جلوهگرى مىكنند .
همكارى و محبت به هم نوع در ميان جنبندگان موضوع روشن و غير قابل انكارى است ، اما آنچه بيشتر جالب است محبتورزى به دشمن است .
سگ ماده براى بچهء شير مادر مهربانى است ، از او به اندازهء بچهء خود پرستارى مىكند و به او شير مىدهد و نوازشش مىدهد و بچهء شير هم پس از اين كه بزرگ شد به سگ ماده كه برايش مادرى كرده احترام مىگذارد و هرگز او را نمىآزارد .
بين مرغ هوا و خرس جنگل تجانسى نيست ولى اين حيوانها با همديگر به بازى و تفريح مىپردازند و محبت خود را به همديگر ابراز مىكنند و به اين وسيله به ما مىفهمانند كه خداوند مهربان بين همهء جانوران مهر و الفت نهاده و هر دارندهء دل را صاحب دل كرده و تمام موجودات را به يكديگر پيوند داده است .
اى فروغ جمال تو خوبان * پرتو خوبى تو محبوبان
جلوه حسن تو كجاست كه نيست * جذبهء عشق تو كراست كه نيست
همه ذرات مست عشق تواند * پاى كوبان زدست عشق تواند « 1 »
* * * در هر صورت ذرهذرهء عالم از عجايب است و اين ما هستيم كه در برخورد به هر عنصرى از عناصر و شيئى از اشيا و موجودى از موجودات بايد به نظر عبرت
هامش
( 1 ) - مثنوى ، عبدالرحمن جامى ( هفت اورنگ ) .