در ميوههاى ديگر مانند پرتقال و ليمو نيز ديده مىشود ، اما در انار و انگور بسيار ظريفتر و جالبتر است .
گويا بشر براى فرستادن مايعات از نقطهاى به نقطهء ديگر از همين اصل استفاده كرده كه نخست شيشههاى كوچك را در يك كارتن كوچك چيده و ميان آنها را از ماده نرمى پر كند ، سپس كارتنهاى كوچكتر را در يك كارتن بزرگتر و مجموع آنها را به صورت يكبار بزرگ به مقصد حمل مىكند .
طرز قرار گرفتن دانههاى انار روى پايههاى داخلى و گرفتن سهم خود از آب و مواد غذايى از آنها از اين هم عجيبتر و جالبتر است ، تازه اينها چيزهايى است كه با چشم مىبينيم و اگر ذرات اين ميوهها را زير ميكروسكوپها بگذاريم آن گاه جهانى پر غوغا با ساختمانهاى عجيب و شگفتانگيز و فوقالعاده حساب شده در مقابل چشم ما مجسم مىشود ، چگونه ممكن است كسى با چشم حقيقت بين به يك ميوه نگاه كند و معتقد شود سازندهء آن هيچگونه علم و دانشى نداشته است ؟
و اين كه مىبينيم قرآن با جملهء « انظروا » دستور به دقت كردن در اين قسمت از گياه داده براى توجه به همين حقايق است .
اين از يك سو ، از سوى ديگر مراحل مختلفى را كه يك ميوه از هنگامى كه نارس است تا موقعى كه كاملًا رسيده مىشود مىپيمايد بسيار قابل ملاحظه است ؛ زيرا لابراتوارهاى درونى ميوه دائماً مشغول كارند و مرتباً تركيب شيميايى آن را تغيير مىدهند ، تا هنگامى كه به آخرين مرحله برسد و وضع ساختمان شيميايى آن تثبيت گردد ، هر يك از اين مراحل خود نشانهاى از عظمت و قدرت آفريننده است .
ولى بايد توجه داشت كه به تعبير قرآن تنها افراد با ايمان يعنى افراد حقبين و جستجوگران حقيقت اين مسائل را مىبينند و گرنه با چشم عناد و لجاج و يا با
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 283
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٨٣