دل بود جام جمت گو بنگرد غيب و شهود * اى گدا از خودپرستى پا به جام جم مزن
معرفت جو تا كه دريا بى حقيقت را ز خويش * ورنه بىعرفان نشان سكه بر درهم مزن
از قناعت خاك اندر چشم منتها بريز * رو قلندر شو دگر حرفى زبيش و كم مزن
حرص دنيا غم فزايد نيّرا رو شادباش * نيستى جوى و قدم اندر بساط غم مزن « 1 »
* * *
چشم انداختن به نعمتهاى حق
قرآن مجيد مىخواهد از طريق چشم انداختن به نعمتهاى حق عرصهء انديشه را باز كرده و قلوب را به پيشگاه مقدس آن محبوب محبان و معشوق عاشقان و مدبّر حكيم جهان هستى متوجه كنند ، از اينرو مىفرمايد :
[ وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراكِباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ يَنْعِهِ إِنَّ فِي ذلِكُمْ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ]
« 2 » .
و اوست كه از آسمان آبى فرستاد ، و به وسيلهء آن گياهان گوناگون را [ از زمين ] رويانديم ، و از آن ساقهها و شاخههاى سبز درآورديم ، و از آن
هامش
( 1 ) - ميرزا محمد تقى حجة الاسلام .
( 2 ) - انعام ( 6 ) : 99 .