تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
مردم زحمات انبيا و اخلاقشان را ضايع مىكنند و اينان در مقام حفظ واقعيت نبوت و اخلاق انبيا در كردار و افعال و اخلاق خود هستند . زمين بر مرگ آنان مىگريد و خداوند بر هر شهرى كه اينان در آن نيستند غضب دارد . صدايى و خواسته‌اى چون صداى سگان بر جيفه دنيا نسبت به دنيا و شؤونش ندارند ، غذايشان روييدنى زمين ، لباسشان كهنه و سر و رويشان غبارآلود است . چون مردم به آنان نظر افكنند ، تصور مىكنند اينان را مرضى است كه دوا ندارد ، در حق آنان مىگويند ، بيچارها وضعشان از نظر فكرى در هم و عقل از سرشان پريده ، در حالى كه نه از نظر فكرى درهمند و نه عقلشان از دست رفته ، بلكه بر اثر تابش نور الهى به قلبشان از محبت‌هاى غلط نسبت به دنيا خالى شده و به اين خاطر وضع ديگرى پيدا كرده‌اند ، آن وقت مردم كوتاه فكر ، تصور مىكنند اينان بىعقلند ، بلكه عاقل اينان و آلودگان به دنيا بىعقلند . شرف دنيا و آخرت از آنان است ، اى اسامه ! هرگاه يكى از آنان را در شهرى يافتى ، بدان كه براى اهل آن شهر پناه‌گاه از عذاب آسمانىاند ، با بودن اينان خداوند اهل آن شهر را عذاب نمىكند . زمين از آنان خوشحال است و خداوند از ايشان راضى ، اينان را به عنوان برادر خود انتخاب كن ، باشد كه به وسيلهء آنان نجات يا بى . اى اسامه ! اگر بتوانى به هنگام رسيدن مرگ شكمت گرسنه و كبدت تشنه باشد ، اينطور باش كه به اين خاطر به شرف منازل رسى و همنشين با انبيا شوى و با رفتن روحت به عالم بعد ، ملائكه خوشحال گردند و حضرت حق بر تو درود فرستد « 1 » !
هامش
( 1 ) - محجة البيضاء : 5 / 147 ، كتاب كسر الشهوتين .