وجود ندارد ، اگر ما گدايان را از در خانهء محبتت برانى دنيا و آخرت ما بر باد خواهد رفت .
به قول فيض كاشانى آن شوريدهء گلزار عشق :
گوشهء چشمى به سوى دردمندان كن به ناز * تا به بينى روى ناز خود به مرآت نياز
ناز كن هر چند بتوانى كه عاشق مىكشد * عاشقان را مغتنم باشد زاهل ناز ناز
چشم مستت را بگو تا بنگرد از هر طرف * چون گذر آرى به عمرى بر اسيران نياز
چون گذر آرى بر اهل دل توقف كن دمى * تا شود چشم نظر بازان بر آن رخساره باز
آن كه رويت ديد يك بار ديگر بنماش روى * تا كند چشمى به روى دلگشايت باز باز
چند باشم در اميد و بيم وصل و هجر تو * دل مبر يا جان ببر اى دلنواز جان گداز
در فراق خود مسوزانم بده كامم زوصل * رحم كن بر زاريم جز تو ندارم چاره ساز
روى آتشناك بنما تا بسوزد بيخ غم * در فراقت فيض را تا چند دارى درگذر