شديداً عشق مىورزيد و از خواص اصحاب حضرت جواد و هادى عليهما السلام بود .
يك روز متوكل از او پرسيد : دو فرزند مرا بيشتر مىپسندى يا حسن و حسين و فاطمه را ؟ !
ابن سكّيت در برابر اين موجود باطل و باطل گوييش با كمال شجاعت و به خاطر حفظ دينش فرياد زد : قنبر ، غلام على نزد من از تو و پسرانت افضل است ، متوكل دستور داد زبان از پس حلقش بيرون كشند و غلامان وى را زير پاى خود لگدمال نمايند .
او پس از تحمل اين مصيبت به رضوان الهى و اصل شد و درس حفظ دين را گرچه به قيمت از دست رفتن دنيا تمام شود براى روزگار به يادگار گذاشت « 1 » .
فيضى شاعر و مفسر بزرگ اسلامى سرزمين هند مىگويد :
حريف باده كجا عاشق خراب كجا * جنون عشق كجا نشئهء شراب كجا
رسيد يار و من افتاده ناتوان اى دل * طپيدن تو كجا رفت و اضطراب كجا
شب از فراق تو خوابم برد خيال است اين * شب فراق كجا و خيال خواب كجا
به دور عشق تو اى دلربا نمىدانم * كه دل كجا شد و طاقت كجا و تاب كجا
خوش است غمكدهام درگرفته زآتش آه * فروغ شمع كجا خانهء خراب كجا
هامش
( 1 ) - ريحانة الادب : 5 / 373 .