ابن مسعود گفت :
هر روز فرشتهاى ندا كند : اى پسر آدم ! اندكى كه تو را كفايت كند بهتر از بسيارى كه تو را كفايت نبود و از آن بطر و غفلت زايد .
سميط بن عجلان گويد :
شكم تو ، بدستى در يك وجب ، بيش نيست ، چرا بايد كه تو را دوزخ برد ؟ ! !
يكى از حكما گويد :
هيچ كس به رنج صبورتر از حريص مطمع نبود و هيچ كس را عيش خوشتر از قانع نبود و هيچ كس اندوهگينتر از حسود نبود و هيچ كس سبك بارتر از آن كس نبود كه ترك دنيا گويد و هيچ كس پشيمانتر از عالم بد كردار نبود « 1 » .
به قول سعدى :
خدا را ندانست و طاعت نكرد * كه بر بخت و روزى قناعت نكرد
قناعت توانگر كند مرد را * خبر كن حريص جهان گرد را
سكونى به دست آور اى بىثبات * كه بر سنگ گردان نرويد نبات
مپرور تن ار مرد راى و هُشى * كه او را چو مىپرورى مىكشى
درون جاى قوت است و ذكر و نفس * تو پندارى از بهر نان است و بس
ندارند تن پروران آگهى * كه پر معده باشد زحكمت تهى
دو چشم و شكم پر نگردد به هيچ * تهى بهتر اين رودهء پيچ پيچ
چو دوزخ كه سيرش كنند از وعيد * ديگر بانگ دارد كه هل من مزيد
همى ميردت عيسى از لاغرى * تو در بند آنى كه خر پرورى
به دين اى فرومايه دنيا مخر * تو خر را به انجيل عيسى مخر
هامش
( 1 ) - كيمياى سعادت : 540 - 541 ركن سوم ، اصل ششم .