تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
و در زهد ، نبايد هيچ گونه انتظار روى آوردن دنيا را به خويش داشته باشى و بگويى اكنون كه زاهد شده‌ام بايد همه چيز در دست من قرار بگيرد . زهد براى سبكبالى است نه اين كه علت سنگين شدن بار پرونده شود . زاهد ، به هيچ عنوان نبايد غرضش از زهد ، نيكو جلوه كردن در بين مردم باشد ، تا مردم از او تعريف كنند و بر زهدش او را بستايند و نبايد براى زهدش دنبال عوض باشد ، بلكه از دست رفتن ظواهر دنيا و زر و زيورش بايد راحت زاهد باشد و بودن دنيا براى او چون آفت نمايد ، زهد ، علت فرار از آفت و پناه بردن به راحت و امنيت است . آرى ، زاهد از ضربه خوردن از آفت دنيا ، راحت و در پناه عشق محبوب و اداى وظيفه در اعتصام و امنيت است ، زاهد بجز در امور ضرورى به دنيا پشت كرده و با تمام وجود به حضرت معشوق رو كرده است با زبان حال مىگويد :
اى به مغز خرد زده او رنگ * خويش را گنج داده در دل تنگ در دو عالمت نيست گنجايى * جز دل عاشقان شيدايى مغز را عقل و ديده و نورى * در نقاب ظهور مستورى حضرت عشق آفريدستى * وز دو عالمش برگزيدستى خانهء دل چو شد تمام و كمال * گستريدى در او بساط جمال يعنى اين خلوت خدايى ماست * حرم خاص كبريايى ماست نيستى را به جز تو هست كه كرد * شب و روز و بلند و پست كه كرد برتر از كار اين جهانى تو * حاش للسامعين نه آنى تو هر كسى در خيال داور خويش * صورتى ساخت است در خور خويش
ملك توحيد را تو پادشهى * خاصه توست لا شريك لهى
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 186 | شيخ حسين انصاريان