هر كه رويت ديد و دل را در سر زلفت نبست * در حقيقت آدمى نبود كه حيوانى بود
در همه عمر ار بر آرم بىغم تو يك نفس * زان نفس بر جان من هر لحظه تاوانى بود
آفتاب روىِ تو گر بر جهان تابد دمى * در جهان هر ذرهاى خورشيد تابانى بود
آتش رخسار خوبت گر بسوزاند مرا * اندر آن آتش مرا هر سو گلستانى بود
روزى آخر از وصالِ تو به كام دل رسم * اين شبِ هجرِ تو را گر هيچ پايانى بود « 1 »
نشانههاى روشن كعبه
در كعبه نشانههاى روشنى از خداوند قرار دارد ، مقام ابراهيم آنجاست ، آن كس كه خود را بدان جايگاه برساند در حريم امن قرار گرفته ، بر بندگان است كه در حال توانايى به سوى آن مكان بشتابند و اعمال و مناسك آنجا را طبق دستور الهى با خلوص و معرفت به جاى آرند ، هر كس از اجراى اين دستور سعادتبخش سر باز زند ، به دايرهء ناسپاسى قدم گذاشته ، همانا خداى بىانباز از همه عالميان بىنياز است .
آرى ، هدف حضرت حق از قرار دادن آن خانه در شهر مكه ، جهت اجراى مراسم بندگى و عبوديت در آن شكل خاص از طرف مردم است و اين كه
هامش
( 1 ) - فخر الدين عراقى .