[ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا ]
« 1 » .
پروردگارا ! اين [ جهان با عظمت ] را بيهوده نيافريدى .
پس وقتى نور فكر ، بطالت و عبثيت را از خانهء هستى دفع كرد ، حق بودن جزء به جزء جهان آفرينش در دنياى باعظمت انديشه ثابت مىشود ، در اين صورت ، انسان انديشمند ، ذرهاى از ذرات اين سفره پوشيده به حق را به باطل مصرف نخواهد كرد .
آرى ، انسان منصف چون به حق برسد ، حق را به حق متصل كند و از حق به راه حق و براى حق مصرف كند .
عليٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلىٍّ يَدُورُ حَيْثُ ما دارَ « 2 » .
على با حق است و حق با على و بر محور او مىگردد .
و چون انسان در احوالات امم و به خصوص گذشتگان انديشه كرد ، خوبىها و حسنات محسنين از امم را در خود تجلى داده و بدىها و سيئات بدكاران را كه علت سقوط آنان در دنيا و آخرت شده ، از خويش دفع خواهد كرد .
در حقيقت انديشه در هر حقيقتى ، آيينهء نشان دهندهء حسنه يا حسناتى است كه آدمى را براى آراسته شدن به آن حسنه يا حسنات جلب خواهد كرد .
فضيل عياض و آشتى با حق
داستان انديشهء فضيل عياض در يك آيهء قرآن مشهور است ، كتب رجالى
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 191 .
( 2 ) - فصول المختارة : 211 ؛ اعلام الورى : 159 ، باب 2 ؛ شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد : 2 / 297 ؛ بحار الأنوار : 38 / 29 ، باب 57 .