تجلى نمود ، اراده و انديشهء او را كه پيوسته به منافع و شهوات فرديست به حق مىپيوندد و مانند اجزاى ريز و درشت جهان به گرد مركز حق و سود عموم مىگرداند .
اين حقيقت در عالم صورت ، به صورت طواف پيرامون خانهء منسوب به دست ابراهيم و منسوب و مضاف به خدا در مىآيد . چون طواف كننده به دور خانهء خدا ، بر اثر توجه به حقيقت مسئله و كشش روح خانه از جواذب نفسانى و شخصى يكسره آزاد شد و با حركات دايرهاى ، حق را در هر جانب و هر جهت مشاهده كرد ، لازم و معتكف به آن مىشود .
[ الْعاكِفِينَ ]
يا بنا به آنچه كه در سورهء حج آمده :
[ الْقائِمِينَ ]
« 1 » گويا اشاره به قيام به حق و وظيفهء پس از طواف است ، آن گاه عاكف يا قائم از نيم يا بيشتر وجود خود و جهان چشم مىپوشد و فانى در پرتو عظمت و قدرت مىگردد و در برابر آن خم شده و براى قرب به آن به صورت ركوع درمىآيد ،
[ وَ الرُّكَّعِ ]
.
پس از آن كه در انوار عظمت فرو رفت و يكسره فانى شد ، به صورت سجده چشم از همه چيز برداشته و سر به خاك مىنهد و هستى خود را در برابر ارادهء ازلى از دست مىدهد ،
[ السُّجُودِ ]
.
جلوهاى از بندگى ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام
زائر همين كه وارد مسجد الحرام مىشود و نظر به كعبه مىاندازد بايد به ياد آورد كه چون ابراهيم و اسماعيل برابر با عهد خداوندى خانه را آراستند حقايقى از
هامش
( 1 ) - حج ( 22 ) : 26 .