خرابات آشيان ملك جان است * خرابات آستان لامكان است « 1 »
شاهد : آنچه حاصل شود دل را ، از اثر مشاهده يا به علم لدنّى ، علمى كه تو را نبود و حق داد بىواسطه اديب و استاد ، يا بطريق وجد يا حال يا تجلى يا شهود .
شراب : غلبات عشق را گويند .
شراب و شمع و شاهد عين معناست * كه در هر صورتى او را تجلاست
شراب و شمع باشد ذوق و عرفان * ببين شاهد كه از كس نيست پنهان
شراب و شمع و جام آن نور اسراست * ولى شاهد همان آيات كبراست
شراب بىخردى دركش زمانى * مگر از دست خود يا بى امانى
شرابى خور كه جامش روى يار است * پياله چشم مست باده خوار است
شرابى را طلب بىساغر و جام * شراب باده خوار ساقى آشام
شرابى خور ز جام وجه باقى * سقاهم ربهم او راست ساقى « 2 »
مجلس : آنات و اوقات حضور با حق تعالى .
عشرت : لذات انس است با حقتعالى و شعور و آگاهى از لذت .
طرب : انس با حقتعالى و سرور دل در آن .
عيش : دوام حضور است با فراغت تمام .
خم خانه : محيط تجليات عالم قلوب و مهبط غلبات عشق .
ميكده : مقام مناجات .
ميخانه : عالم لاهوت .
باده : عشق ابتدايى .
ساقى : تجلى محبت كه سبب سكر گردد .
هامش
( 1 ) - گلشن راز : شيخ محمود شبسترى .
( 2 ) - گلشن راز : شيخ محمود شبسترى .