تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١

معانى اصطلاحات عرفانى

عشق : آتشى معنوى در قلب كه ماسواى محبوب حقيقى را مىسوزاند و جز حكومت عاشقانهء آن حضرت چيزى باقى نمىگذارد .
هر كه را جامه زعشقى چاك شد * او زحرص و جمله عيبى پاك شد شاد باش اى عشق خوش سوداى ما * وى طبيب جمله علت‌هاى ما اى دواى نخوت و ناموس ما * وى تو افلاطون و جالينوس ما جسم خاك از عشق بر افلاك شد * كوه در رقص آمد و چالاك شد عشق جان طور آمد عاشقا * طور مست و خر موسى صاعقا جمله معشوق است و عاشق پرده‌اى * زنده معشوق است و عاشق مرده‌اى « 1 »
محبت : ولايت كه از معشوق به عاشق رسد ، اختيارى و غير اختيارى و محبت دوستى باشد با حق تعالى بىسببى و علاقه‌اى و حركتى . محبوب : وجود مقدس او را گويند چنانچه در دعاى بعد از زيارت حضرت رضا عليه السلام آمده : يا مَحْبُوبَ مَنْ أحَبَّهُ « 2 » . اى محبوب كسى كه او را دوشت داشت . خرابات : مركز تجمع اوليا و يا خراباتى صفات بشريه را گويند .
خراباتى شدن از خود رهايى است * خودى كفرست اگر خود پارسايى است نشانى داده‌اندت از خرابات * كه التوحيد اسقاط الاضافات
هامش
( 1 ) - مثنوى معنوى ، مولوى . ( 2 ) - بحار الأنوار : 99 / 55 ، باب 5 ، حديث 11 .