عَنْ أبى عَبْدِاللّهِ عليه السلام قالَ : ما أبْرَزَ عَبْدٌ يَدَهُ إلىَ اللّهِ الْعَزيزِ الْجَبَّارِ إلّااسْتَحْيَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ أنْ يَرُدَّها صِفْراً حَتّى يَجْعَلَ فيها مِنْ فَضْلِ رَحْمَتِهِ ما يَشاءُ فَإذا دَعا أحَدُكُمْ فَلا يَرُدُّ يَدَهُ حَتّى يَمْسَحَ عَلى وَجْهِهِ وَرَأسِهِ « 1 » .
حضرت صادق عليه السلام فرمود : هيچ بندهاى دست به درگاه خداى عزيز و جبار نگشايد ، جز اين كه خداى عزوجل شرم كند كه آن را تهى برگرداند ، تا اين كه از فضل و رحمت خود آن دست را پر كند ، پس هرگاه يكى از شما دعا كرد ، دستش را برنگرداند تا آن را به سر و روى خود بكشد .
علت عدم استجابت بعضى از ادعيه
علامهء مجلسى رحمه الله در شرح اين حديث مىفرمايد :
شرم و حيا گرفتگى نفس است از كار بد ، به خاطر بيم نكوهش و چون به خداى بزرگ نسبت داده شود ، لازمهء آن ترك باشد ، يعنى خداوند آن كار را نكند .
و در اينجا شبههاى است كه بايد آن را دفع كنيم و آن شبهه اين است كه ، چگونه خداوند سبحان وعدهء اجابت داده و خلف وعدهء او محال است و دروغ از خداى تعالى و حجج او ممتنع است ، پس چگونه است كه بسيارى از دعاها به اجابت نرسد .
جواب اين شبهه را به چند وجه ممكن است بيان كرد :
اول : اين كه وعده خداوند مشروط به مشيت است ، يعنى اگر بخواهم اجابت مىكنم كه آيه 41 سورهء انعام « 2 » بر آن دلالت كند .
هامش
( 1 ) - الكافى : 2 / 471 ، باب أن من دعا أستجيب له ، حديث 2 ؛ وسائل الشيعة : 7 / 51 ، باب 14 ، حديث 8694 ؛ بحار الأنوار : 90 / 323 ، باب 17 ، حديث 38 .
( 2 ) - « بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِن شَاءَ وَتَنْسَوْنَ مَاتُشْرِكُونَ » « [ قطعاً چنين نيست ] بلكه فقط خدا را مىخوانيد و او هم اگر بخواهد آسيب و گزندى كه به سبب آن او را خواندهايد بر طرف مىكند و [ آن زمان است كه ] بتهايى كه براى او شريك قرار مىدهيد ، فراموش مىكنيد » .