ارْكَعُوا لا يَرْكَعُونَ ]
« 1 » .
[ شما اى كافران و مشركان ! در اين دنيا ] بخوريد و اندك زمانى برخوردار شويد كه شما گنهكاريد [ و بىترديد به كيفر اعمالتان گرفتار خواهيد شد . ] *
واى در آن روز بر تكذيبكنندگان ! * و هنگامى كه به آنان گويند : [ در برابر خدا ] ركوع كنيد ، ركوع نمىكنند .
در برابر اينگونه نابخردان و مردم نمك به حرام ، از ركوع كنندگان آنقدر با عظمت ياد فرموده كه از تمام مكلفين مىخواهد كه با تمام وجود به صف ركوع كنندگان بپيوندند :
[ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ ]
« 2 » .
و نماز را بر پا داريد و زكات بپردازيد و همراه ركوعكنندگان ركوع كنيد [ كه نماز خواندن با جماعت محبوب خداست ] .
راكعانى كه قرآن مجيد مىفرمايد ، عاشقانى هستند كه از بركت معرفت به مقام فناى صفات و افعال خود در افعال و صفات حضرت احديت رسيدهاند و ما فوق ارزشها رفتهاند و واسطهء رسيدن فيض از بارگاه فياض به عباد و بندگانند .
راكع ، با درآمدن به حالت ركوع از تمام صفات و افعال فانى شده و چون فناى فعل و صفت برايش آمد باقى باللّه مىشود كه از اين بقا در ابتداى روايت تعبير به قرار گرفتن راكع در ظل كبريايى شده است .
هامش
( 1 ) - مرسلات ( 77 ) : 46 - 48 .
( 2 ) - بقره ( 2 ) : 43 .