به خاطر همين آيه است كه عبد در ركوع ، رب را به خود اضافه كرده ، مىگويد :
« سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظيمِ وَبِحَمْدِهِ » كه با گفتن اين جمله در حالت ركوع ، اظهار مقام فنا و بقاى باللّه كند .
با پرتو جمالت برهان چه كار دارد * با عشق زلف و خالت ايمان چه كار دارد
در بارگاه دردت درمان چه راه يابد * با جلوهگاه وصلت هجران چه كار دارد
آرى عجب نباشد گر در دلم نيايى * در كلبهء گدايان سلطان چه كار دارد
من نيز اگر نگنجم در حضرتت عجب نيست * آنجا كه آن كمال است نقصان چه كار دارد
در تنگناى وحدت كثرت چگونه گنجد * در عالم حقيقت بطلان چه كار دارد
آرى ولى چو عاشق پوشيد رنگ معشوق * آندم ميان ايشان دربان چه كار دارد
جايى كه در ميانه معشوق هم نگنجد * مالك چه زحمت آرد رضوان چه كار دارد « 1 »
هامش
( 1 ) - فخرالدين عراقى .