بود ] به آنان پاداش داد .
از طريق ذكر است كه روحانيت و بعد معنوى فرد بر بعد مادى او غلبه مىكند و درمىيابد كه شك و دودلى نسبت به حقايق ، خاطرهاى شيطانى است و اضطراب و پريشانى درون از وسوسههاى شيطان ريشه مىگيرد و همهء حالات نابسامان روحى او - براى اين كه انسان در جو و فضايى از بيم و هراس بسر مىبرده - از تهديد و تخويف شيطان مايه مىگيرد .
آن گاه كه انسان در عبوديت خويش داراى اخلاص باشد و در جهت اطاعت از پروردگار خويش بكوشد و در سرّ وجود خويش نياز به مولا و خداى خويش را به حقيقت احساس كند ، خداوند متعال از او سرپرستى كرده و همّ و غمّ او را زايل مىسازد ، در چنين وضعى فردى كه به ياد خداست در معيّت او بسر مىبرد و آن كس كه توفيق معيّت با حق پيدا كند به همه چيز رسيده است .
به قول عارف شوريده حال ، شيخ فخرالدين عراقى :
منم زعشق سر از عرش برتر آورده * به زير پاى سر نه فلك درآورده
به بحر نيستى از بيخودى فرو رفته * سر خودى ز در بيخودى درآورده
نهاده پاى طرب به سر سر بساط نياز * گرفته دست تمنا و بسر سر آورده
هماى همت من باز كرده بال طرب * دو كون و هر چه درو زير يك پر آورده
اساس قصر جلالم عنايت ازلى * بسى زكنگرهء عرش برتر آورده
براى صدر نشينان درگهم رضوان * زشاخ طوبى صد چتر بر سر آورده
آن گاه كه ابتلا و گرفتارىها بر يك انسان ذاكر يورش مىآورد و زندگانى با رنجها و آلامش بر او سنگينى مىكند از رهگذر ذكر به رفاه و اطمينان دست مىيابد و از قناعت و رضايت خاطر برخوردار مىشود و مىفهمد كه گله و شكوه به غير خدا