ذكر ركوع
به وقت تكلم به ذكر ركوع « سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظيمِ وَبِحَمْدِهِ » بايد از مرض غفلت نسبت به حقيقت اين ذكر دور و با تمام وجود علماً و عملًا در حال اين ذكر بود كه وقتى نور اين ذكر و حقيقت اين واقعيت در وجود انسان جلوه كند ، تنزّه حق را از تمام عيوب لمس كرده و عظمت حضرتش را درك نموده و حمد و ستايشش را با زبان هستى ادا خواهد كرد .
انسان وقتى با توجه باطن و با اخلاص كامل و با تمام هستى خود ، ذكر ركوع را ادا كند ، در حقيقت به صف ذاكران پيوسته و به درمان دردهاى روحى و اضطرابات نفسى نزديك شده است .
درمان دردهاى روانى با ذكر
اين مسئله مسلم است و حقيقت آن براى احدى قابل انكار نيست و به تجربه هم ثابت شده كه يكى از بهترين طرق درمان دردهاى درونى و عقلى و قلبى و نفسى ذكر و ياد خداست ؛ زيرا ذكر است كه قلوب را صفا و صيقل مىدهد و خوف موجود در آن را به امن و عداوت را به محبت و اضطراب را به آرامش و هراس را به اطمينان مبدل مىسازد :
[ فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً ]
« 1 » .
و خدا آنچه را [ از خلوص نيّت و پاكى قصد ] در دل هايشان بود مىدانست ، در نتيجه آرامش را بر آنان نازل كرد و پيروزى نزديكى را [ كه پيروزى در خيبر
هامش
( 1 ) - فتح ( 48 ) : 18 .