در قلب از اين سر جذوهاى است كه دم از او نزنم ، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل ! !
در دل بىخبران جز غم عالم غم نيست * در غم عشق تو ما را خبر از عالم نيست
خاك آدم كه سرشتند غرض عشق تو بود * هر كه خاك ره عشق تو نشد آدم نيست
از جنون من و حسن تو سخن بسيار است * قصهء ما و تو از ليلى و مجنون كم نيست
گر طبيبان زپى داغ تو مرهم سازند * كى گذاريم كه آن داغ كم از مرهم نيست
من كه امروز هلاك دم جان بخش توام * دم عيسى چه كنم چون دم او اين دم نيست « 1 »
مناجات در نماز
اى عزيز ! تو نيز به قدر ميسور و مقدار مقدور ، اين وقت مناجات را غنيمت شمار و به آداب قلبيهء آن قيام كن و به قلب خود بفهمان كه مايهء حيات ابدى اخروى و سرچشمه فضايل نفسانيه و رأس المال كرامات غير متناهيه به مراودت و مؤانست با حق است و مناجات با او به ويژه در نماز كه معجون روحانى ساخته شده با دست جلال حق است و از جميع عبادات جامعتر و كاملتر است ، پس بر اوقات و شرايط آن حتى الامكان محافظت كن و اوقات فضيلت آن را انتخاب نما كه نورانيتى دارد كه در ديگر اوقات نيست .
هامش
( 1 ) - هلالى جغتايى .