خدايا ! اين چه بيتوته است كه در دارالخلوت انس ، محمد را با تو بوده و اين چه طعام و شراب است كه با دست خود اين موجود شريف را چشاندى و از همهء عوالم وارهاندى ؟ !
آن سرور را رسد كه فرمايد :
لى مَعَ اللّهِ وقْتٌ لايَسَعُهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَلا نَبِىٌّ مُرْسَلٌ « 1 » .
براى من با خداوند وقت و حالتى است كه در توان هيچ فرشتهء مقربى و هيچ پيامبر مرسلى نمىباشد .
آيا اين وقت از اوقات عالم دنيا و آخرت است ؟ يا وقت خلوتگاه قاب قوسين و طرح الكونين است ؟
موسى كليم چهل روز ، صوم موسوى گرفت و به ميقات حق نايل شد و خدا فرمود :
[ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ]
« 2 » .
پس ميعادگاه پروردگارش به چهل شب پايان گرفت .
با اين وصف به ميقات محمدى نرسد و با دقت احمدى تناسب پيدا نكند ، به موسى در ميعادگاه خطاب رسيد :
[ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ ]
« 3 » .
پس كفش خود را از پايت بيفكن .
و آن را به محبت اهل ، تفسير كردند و به رسول ختمى ، امر به حب على شد ،
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 79 / 243 ، باب 2 ، حديث 1 .
( 2 ) - اعراف ( 7 ) : 142 .
( 3 ) - طه ( 20 ) : 12 .