[ وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ]
« 1 » .
و خدا همهء نامها [ ىِ موجودات ] را به آدم آموخت .
و در وى انواع علوم كشف شود كه ملائكه از آن محرومند .
اگر كرده غمت غارت هوش دل ما * درد تو شده خانه فروش دل ما
سرى كه مقدسان از آن محرومند * عشق تو فرو كوفت به گوش دل ما
طور هفتم : را مهجة القلب گويند ، در آن معدن انوار تجلىهاى صفات الوهيت است و سرّ :
[ وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ]
« 2 » .
به يقين فرزندان آدم را كرامت داديم .
اين است و اين جنس كرامت با هيچ نوعى از انواع موجودات نكردند .
پس تمامى صحت و سلامت و صفاى دل در آن است كه به كلى از آفت بيمارى :
[ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ]
« 3 » .
در دلِ آنان بيمارىِ [ سختى از نفاق ] است .
خلوص يابد و همگى آن اطوار سر بر خط عبوديت نهند و هرطور به خاصيت آن معنى كه در آن مودع است مخصوص گردد ، بر وفق فرمان و طريق متابعت و چنانكه قالب را هفت عضو است و بر هفت عضو سجده فرمودهاند كه :
امِرْتُ أنْ أسْجُدَ عَلى سَبْعَةِ أعْضاءٍ .
مأمورم كه بر هفت عضو سجده كنم .
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 31 .
( 2 ) - اسراء ( 17 ) : 70 .
( 3 ) - بقره ( 2 ) : 10 .