[ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ ]
« 1 » .
اينانند كه خدا ايمان را در دلهايشان ثابت و پايدار كرده .
و محل نور عقل است به مفاد :
[ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها ]
« 2 » .
براى آنان دلهايى [ بيدار و بينا ] پيدا شود كه با آن بينديشند .
طور سوم : شغاف است و آن معدن عشق و محبت و شفقت است بر خلق :
[ قَدْ شَغَفَها حُبًّا ]
« 3 » .
كه عشق آن نوجوان در درون قلبش نفوذ كرده .
و محبت خلق از شغاف نگذرد .
طور چهارم : فؤاد است و آن معدن مشاهده و محل رؤيت است كه :
[ ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى ]
« 4 » .
آنچه را دل [ پيامبر ] ديد [ به پيامبر ] دروغ نگفت .
طور پنجم : را حبة القلب گويند كه معدن محبت حضرت عزت است و خاص آن محبت راست كه محبت مخلوق را در آن گنجايش نيست .
هواى ديگرى در ما نگنجد * در اين سر بيش از اين سودا نگنجد
طور ششم : را سويدا گويند و آن معدن مكاشفات غيبى و علوم لدنى است ، ومنبع حكمت و گنجينهء اسرار الهى و محل علم اسما :
هامش
( 1 ) - مجادله ( 58 ) : 22 .
( 2 ) - حج ( 22 ) : 46 .
( 3 ) - يوسف ( 12 ) : 30 .
( 4 ) - نجم ( 53 ) : 11 .