10 - تبرى ، و مقصود از آن تحقق به حقيقت لا حول ولا قوة الا باللّه است و اينكه هر گاه آيات مربوط به شايستگان از عباد خدا را خواند خود را جزو آنان نداند و چون دربارهء مجرمان و گنهكاران آيه خواند ، به حقيقت خويش را از گروه آنان شمرده و در پيشگاه او سر عجز و تقصير و فقر و مسكنت فرود آورد « 1 » و به درگاه حضرت او عرضه بدارد :
الهى دلى ده كه جاى تو باشد * لسانى كه در آن ثناى تو باشد
الهى بده همتى آن چنانم * كه سعيم وصول لقاى تو باشد
الهى چنانم كن از عشق خود مست * كه خواب و خورم از براى تو باشد
الهى عطا كن به فكرم تو نورى * كه محصول فكرم دعاى تو باشد
الهى عطا كن مرا گوش و قلبى * كه آن گوش پر از صداى تو باشد
الهى عطا كن بر اين بنده چشمى * كه بيناييش از ضياى تو باشد
الهى چنانم كن از فضل و رحمت * كه دايم سرم را هواى تو باشد « 2 »
تا اينجا تفسير و توضيح شش مسألهاى كه در جملهء اول روايت آداب قرائت قرآن بود يعنى :
1 - قرائت
2 - خضوع
3 - رقت قلب
4 - حزن و ترس در هنگام قرائت
5 - حرمت سبك انگاشتن حق
6 - خسارت سنگين در عدم توجه به قرآن
هامش
( 1 ) - محجة البيضاء : 2 / 234 ، كتاب آداب تلاوة القرآن ، باب 3 .
( 2 ) - طوطى همدانى .