سهگانه را كه يك انسان واقعبين با ايمان بايد واجد آنها و متصف به آنها باشد بيان نمود و پس از آن قوانين عملى كه در حقيقت حافظ سعادت حقيقى و زاينده و پرورش دهندهء اخلاق پسنديده و بالاتر از آن عامل رشد و ترقى اعتقادات حقهء اصول اوليه مىباشند تأسيس و بيان داشت .
زيرا هرگز قابل قبول نيست كسى كه در مسائل جنسى يا در دزدى و خيانت واختلاس مال و برداشتن كلاه مردم هيچگونه بند و بارى ندارد ، صفت عفت نفس داشته باشد ، يا كسى كه شيفتهء جمعآورى مال است و مطالبات مردم و حقوق واجبهء مالى را نمىدهد با صفت سخاوت متصف شود ، يا كسى كه به عبادت خدا نمىپردازد و هفته و ماه به ياد خدا نمىافتد واجد ايمان به خدا و روز رستاخيز و داراى سمت بندگى باشد .
پس اخلاق پسنديده هميشه با يك رشته اعمال و افعال مناسب زنده مىماند ، چنانكه اخلاق پسنديده نسبت به اعتقادات اصلى همين حال را دارند ، مثلًا كسى كه كبر و غرور و خودبينى و خودپسندى دارد ، اعتقاد به خدا و خضوع در برابر مقام ربوبى را نبايد از وى توقع داشت و كسى كه يك عمر معنى انصاف و مروت و رحم و عطوفت را نفهميده است ، ايمانى به روز رستاخيز و قيامت نخواهد داشت .
خداى متعال در خصوص ارتباط اعتقادات حقه با عمل مىفرمايد :
[ إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ ]
« 1 » .
حقايق پاك [ چون عقايد و انديشههاى صحيح ] به سوى او بالا مىرود و عمل شايستهء آن را بالا مىبرد .
اعتقاد پاك به سوى خدا صعود مىكند و عمل صالح بلندش مىكند يعنى در
هامش
( 1 ) - فاطر ( 35 ) : 10 .