قرآن مفهوم دارد ؛ جداى از قرآن و پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام كه مبين قرآنند هيچ برنامهء مثبتى در زندگى مفهوم نداشته و محال است انسان بدون چنگ زدن به اين ريسمان الهى به سعادت واقعى برسد و مزهء شيرين بندگى حضرت حق را درك كند .
اى خداى بزرگ ! اى آنكه جز سعادت و كمال انسان چيزى براى انسان نمىخواهى در مرحلهء اول عرفان نسبت به قرآن و در مرحلهء بعد توفيق عمل به تمام مبانى قرآن به تمام بندگان عنايت كن كه محصول اين عنايت عشق پرقيمت عبد به تو و علاقهء او به لقاى تو خواهد بود .
من نمىگويم كه عاقل باش يا ديوانه باش * گر به جانان آشنايى از جهان بيگانه باش
گر سر مقصود دارى مو به مو جوينده شو * ور وصال گنج خواهى سر به سر ويرانه باش
گر زتير غمزه خونت ريخت ساقى دم مزن * ور به جاى باده زهرت داد در شكرانه باش
چون قدح از دست مستانمىخورى مستانهخور * چون قدم در خيل مردان مىزنى مردانه باش
يا مسلمان باش يا كافر دو رنگى تا به كى * يا مقيم كعبه شو يا ساكن بتخانه باش « 1 »
قرآن از ديدگاه روايات
امام على عليه السلام در « نهج البلاغة » دربارهء كتاب الهى نظريات بسيار عميق و جالبى دارد كه لازم است به قسمتى از آنها اشاره شود :
هامش
( 1 ) - فروغى بسطامى .