سير و سلوك الى اللّه و كتاب توحيد و معارف و مواعظ و حكم است و در اين امور ، تكرار مطلوب است تا در نفوس قاسيه تأثيرى كند و قلوب از آن موعظت گيرد .
بالجمله ، ذكر قصص انبيا و كيفيت سير و سلوك آنها و چگونگى تربيت آنان از بندگان خدا و حكم و مواعظ و مجادلات حسنهء آنها ، از بزرگترين ابواب معارف و حكم و بالاترين درهاى سعادت و تعاليم است كه حقتعالى جلّ مجده به روى بندگان خود مفتوح فرموده است .
و چنانچه ارباب معرفت و اصحاب سلوك و رياضت را از آنها حظى وافر و بهرهاى كافى است ، كسانى ديگر را نيز نصيبى وافى و قسمتى بىپايان است .
چنانچه از كريمهء شريفهء :
[ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً ]
« 1 » .
پس چون [ تاريكى ] شب او را پوشانيد ، ستارهاى ديد .
مثلًا اهل معرفت كيفيت سلوك و سير معنوى حضرت ابراهيم عليه السلام را ادراك مىكنند و راه سلوك الى اللّه و سير الى جنابه را تعليم مىنمايند و حقيقت سير انفس و سلوك معنوى را از منتهاى ظلمت طبيعت كه به
[ جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ ]
در آن مسلك تعبير شده تا القاى مطلق انيت و انانيت و ترك خودى و خودپرستى و وصول به مقام قدس و دخول در محفل انس - كه در اين مسلك اشارت به آن است :
[ وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ ]
« 2 » .
من به دور از انحراف و با قلبى حقگرا همهء وجودم را به سوى كسى كه آسمانها و زمين را آفريد ، متوجه كردم .
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) : 76 .
( 2 ) - انعام ( 6 ) : 79 .