تا چند خورم زنفس و جان خون * تا كى باشم به زارى زار
درماندهء اين وجود خويشم * پاكم به عدم رسان به يك بار
چون با عدمم نمىرسانى * از روى وجود پرده بردار
تا كشف شود در آن وجودم * اسرار دو كون و علم اسرار
من نعره زنان چو مرغ در دام * بيرون جهم از مضيق پندار
هرگاه كه اين ميسرم شد * پر مشك شود جهان زعطار « 1 »
ركوع و سجود حقيقى
چون به سجود روند ، سجودشان عبارت از فنا دانستن كل موجودات و فناى وجود خودشان و فناى فناى وجودشان مىباشد ؛ چون به چنين حالى برسند جز مشاهدهء محبوب چيزى را مشاهده نكنند ؛ چون غير او چيزى نيست كه مشاهده كنند . در حقيقت اين بزرگواران در حال سجده به مشاهدهء اين حقيقت كه قرآن مجيد به آن ناطق است نايل مىشوند :
[ كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ * وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ]
« 2 » .
همهء آنان كه روى اين زمين هستند ، فانى مىشوند . * و تنها ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى مىماند .
ركوع و سجود با اين كيفيت ، در حقيقت حركت واقعى به سوى آزادى و حريت است .
وقتى انسان از طريق ركوع و سجود حقيقى به اين حقيقت برسد كه موجودات
هامش
( 1 ) - مؤلف .
( 2 ) - الرحمن ( 55 ) : 26 - 27 .