رسيدن به وصال گوهرشاد خانم ، ولى به تدريج به توفيق حضرت الهى به راه ديگر افتاد .
پس از چهل شبانهروز ، نمايندهء گوهرشاد خانم ، به محراب عبادت آمد ، تا از حال او خبردار شود ، چون با او سخن گفت ، ملاحظه كرد كه اهميتى به مسئله نمىدهد . گفت : من نمايندهء گوهرشاد هستم ، جهت خبر گرفتن از حال تو و گزارش به خانم آمدهام . گفت : به خانم بگو : من نمىتوانم براى رسيدن به وصال تو ، دست از محبوب واقعى عالم بردارم برو به او بگو :
اگر لذت ترك لذت بدانى * دگر لذت نفس لذت نخوانى « 1 »
راستى عجيب است ، راهنمايى آن زن بزرگوار را ببينيد كه براى علاج هواى نفس چه نسخهاى مىدهد و اثر نماز را ببينيد ، با اينكه در اول كار از معنى دور است ، ولى در عاقبت كار چه نتيجهء خوشى مىدهد .
عراقى شوريده حال گويد :
در حسن رخ خوبان پيدا همه او ديدم * در چشم نكورويان زيبا همه او ديدم
در ديدهء هر عاشق او بود همه لايق * وندر نظر وامق عذرا همه او ديدم
ديدم همه پيش و پس جز دوست نديدم كس * او بود همه او بس تنها همه او ديدم
آرام دل غمگين جز دوست كسى مگزين * فى الجمله همه او بين زيرا همه او ديدم
ديدم گل بستانها صحرا و بيابانها * او بود گلستانها صحرا همه او ديدم
هامش
( 1 ) سعدى .