مرا نه جان هست امروز و نه جهان بىتو * از آنكه جان و جهان مناىنگار تويى « 1 »
به فرمودهء امام عاشقان ، تاج عارفان ، اميد بيداران ، روح زندهدلان ، جان جهان و جهان جان ، اميرمؤمنان عليه السلام در دعاى كميل :
لِأَيِّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو ، وَ لِمَا مِنْها أَضِجُّ وَأَبْكِي ، لِأَلِيمِ الْعَذابِ وَشِدَّتِهِ ، أَمْ لِطُولِ الْبَلَاءِ وَمُدَّتِهِ . فَلَئِنْ صَيَّرْتَنِي لِلْعُقُوبَاتِ مَعَ أَعْدائِكَ ، وَجَمَعْتَ بَيْنِي وَبَيْنَ أَهْلِ بَلَائِكَ ، وَفَرَّقْتَ بَيْنِي وَبَيْنَ أَحِبَّائِكَ وَأَوْلِيائِكَ ، فَهَبْنِي يَا إِلهِي وَسَيِّدِي وَمَوْلايَ وَرَبِّي ، صَبَرْتُ عَلَى عَذابِكَ ، فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِراقِكَ « 2 » ؟ !
براى كداميك از برنامه هايم به سوى تو شكوه برم و براى كداميك از مسائل و مراحل زندگيم به تو ناله كنم ، براى عذاب دردناكى كه جريمهء گناهان است ، يا براى بلاى دائمى كه در قيامت ممكن است گريبانم را بگيرد .
اى مولاى من ! اگر مرا در عذاب فردا با دشمنانت قرار دهى و مرا با صاحبان بلا همنشين كنى و بين من و عاشقان و دوستانت جدايى بيندازى ، من بر تمام اين عذابها و دردها و رنجها صبر مىورزم ، ولى در فراق تو مرا صبرى نيست .
چون شمع نيمه جان به هواى تو سوختيم * با گريه ساختيم و به پاى تو سوختيم
اشكى كه ريختيم به ياد تو ريختيم * عمرى كه سوختيم براى تو سوختيم
پروانه سوخت يكشب و آسود جان او * ما عمرها زداغ جفاى تو سوختيم
ديشب كه يار انجمن افروز غير بود * اى شمع تا سپيده به جاى تو سوختيم
كوتاه كن حكايت شب هاى غم رهى * كز برق آه و سوز نواى تو سوختيم « 3 »
هامش
( 1 ) - مسعود سعد سلمان .
( 2 ) - مفاتيح الجنان : دعاى كميل .
( 3 ) - رهى معيرى .