و خضوع ، جامعه را به سوى كمال و خوشبختى رهبرى نمايند .
قرآن مجيد در سورهء يوسف آيهء 109 و روم آيهء 9 و فاطر آيهء 44 و مؤمن آيهء 21 و 82 و محمّد آيهء 10 به مردم مىفرمايد : در زمين بگرديد و به عاقبت افراد ، ملتها ، دولتها ، ثروتمندان كه از شما گاهى داراى جمعيت بيشتر و قدرت برتر و ثروت افزونتر بودند فكر كنيد كه با همهء قوت و قدرت چه شدند و كجا رفتند و عاقبت مخالفت آنان با حق به كجا كشيد ! آيا در زندگى برنده شدند ؟ يا با كمال وقاحت و رسوايى و شرمسارى بازنده گشتند و در پايان كار به عذاب الهى دچار گشته و نفرت و غضب و لعنت خدا و انبيا و ملائكه و نيكان را براى خود خريدند ؟ !
آرى ، به فرمان امام به حق ناطق حضرت جعفر بن محمد الصادق ، در اوضاع و احوال گذشتگان چه نيكان و چه بدكرداران به ديدهء عبرت و پند گرفتن بنگر و از هر دو طايفه براى رسيدن به كمال و رشد ، جهت خود درس و پند بساز .
سپس از خداوند مهربان درخواست كن والتماس نما كه اى مهربان مولاى من ! اى كريم و رحيم ! اى دادرس و فريادرس ! اى رؤوف به عباد ! اى ياور مستمندان و اميد دردمندان ! مرا از بندگان شايسته و خالصت قرار بده و به من توفيق ملحق شدن به آن بزرگواران را عنايت كن و چون بميرم مرا در زمرهء ايشان محشور كن كه تو ارحم الراحمينى و گداى بىنوا را از درگاه لطف و كرمت دست خالى و نااميد بر نمىگردانى .
نگار من تويى و يار غمگسار تويى * وگر بهار نباشد مرا بهار تويى
چگونه يابم با درد فرقت تو قرار * كه جان و دل را آرامش و قرار تويى
شكار كردى جانا دل مرا و مرا * زدام عشق به دست آمده شكار تويى
چو جويبار است از اشك ديدهء من زآنك * به قد بر شده چون سرو جويبار تويى
مباد عمر من و روزگار من بىتو * كه شادى و طرب و عمر و روزگار تويى