محققاً بشريّت تلاش زيادى براى شناسايى خود كرده است ؛ ولى با آنكه ما امروز وارث گنجينههايى از مطالعات دانشمندان و فلاسفه و عرفا و شعرا هستيم هنوز جز به اطلاعاتى ناقص در مورد انسان دسترسى نداريم كه آنها نيز زاييدهء روشهاى تحقيقى ماست و حقيقت وجود ما در ميان جمع اشباحى كه از خود ساختهايم مجهول مانده است .
در واقع ، جهل ما از خود زياد و نواحى وسيعى از دنياى درونى ما هنوز ناشناخته مانده است و بيشتر پرسشهايى كه مطالعه كنندگان زندگى انسان طرح مىكنند ، بدون پاسخ مىماند .
چه گونه مولكولهاى اجسام شيميايى در ساختمان پيچيده و موقّتى سلّولها سهم مىگيرند و زندگى خود را نگه مىدارند ؟
چه گونه ژنهاى موجود در هستهء سلّولهاى جنسى ، خصائص ارثى را مشخص و نمودار مىكنند ؟
سلّولها با اجتماعات خود چه گونه اشكال بافتى و اندامى را به وجود مىآورند ؟
گويى اينها نيز مانند زنبور عسل و مورچه ، وظيفهاى را كه در اجتماع به عهده دارند از پيش مىدانند ؛ ولى طرقى را كه آنها براى ايجاد يك بدن پيچيده و در عين حال ساده به كار مىبرند نمىشناسيم .
ماهيّت حقيقى عمر انسانى ، يعنى زمان روانى و زمان فيزيولوژيكى چيست ؟
اگرچه مىدانيم كه تركيبى از بافتها و اندامها و هورمونها و نفس عاقله هستيم ، ولى چگونگى روابط اعمال روانى با سلولهاى مغزى بر ما پوشيده است و ما حتى به فيزيولوژى سلّولهاى مغزى آشنايى نداريم .
در چه حدودى ، اراده مىتواند در تغيير وضع موجود مؤثر باشد ؟ چه گونه
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 329
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٢٩