حفاظت موجودات شده و مأموريت تشكيل پوست درخت و پوست بدن انسان را به عهده دارند ، جمعى هم استخوان تن انسان و چوب تنهء درختان را بهوجود مىآورند .
به عبارت ديگر ، هرچه جنبده و جاندار روى كره زمين است از يك سلول منفرد بهوجود آمده و همين سلول كليهء اعقاب خود را مجبور ساخته كه به تبعيّت از قوانين خلقت ، سلولهاى تازه با همان شكل و خاصيت و وظايف اوليه توليد نمايد .
از مسائل بسيار اعجابانگيز اين است كه سلّولها ناگزيرند شكل و هيئت و حتى طبيعت اصلى خويش را بنا به مقتضيات محيط و احتياجاتى كه با آن زيست مىكنند و خود جزئى از آن هستند ، تغيير بدهند و خود را با آن هم آهنگ سازند .
هر سلّولى كه در بدن موجودات جاندار بهوجود مىآيد ، بايد خود را آماده سازد كه گاهى به صورت گوشت و گاهى به صورت پوست و گاهى ميناى دندان و گاهى اشك چشم و گاهى به صورت بينى و گاهى ثعالب گوش در آيد .
در هر حال ، هر سلّولى موظّف است خود را به همان شكل و كيفيتى در آورد كه براى انجام وظايف آن مساعد است « 1 » .
سلّولها به طور كلى داراى قابليت انعطاف و رنگ پذيرى محيط هستند ، به همين جهت در هر نقطهء بدن واقع شوند مثلًا در گوش چپ يا گوش راست ، درست به كيفيّت ذاتى همان عضو در مىآيند و چون گوشهاى ما يكى در طرف راست و يكى در طرف چپ است ، سلّولهاى هر دو گوش عيناً مشابه يكديگرند و اندك اختلافى با هم ندارند .
هامش
( 1 ) - به آيهء 14 سورهء مؤمنون كه از آيات اعجابانگيز قرآن است مراجعه كنيد .