فقير دل شكسته و غرق در درياى معاصى و دست و پا بسته و دل از غير محبوب گسسته در گوشهء خلوتى در مقام مناجات با حضرت دوست كلمات پريشان زير را كه انعكاسى از قلب محزون و دلى پراندوه است سرودهام :
اى عفو تو شامل گناهان * كوى تو پناه بىپناهان
بر خسته دلان شفاى دردى * محروم نكرده دردمندى
باز است دَرَت بر آزمندان * اى عشقِ دل نيازمندان
جز تو كه نظر به حال ما كرد * يا گوش بر اين مقال ما كرد
بخشندهء هر گناهى اى دوست * بر گمشدگان پناهى اى دوست
مطرود درت نشد گدايى * اى ياور من به بىنوايى
اى رازِ دلِ شكستهء من * اى مرهمِ قلب خستهء من
اى مونسِ من انيسِ جانم * اى يار و رفيق در نهانم
اى راهِ مرا چراغ روشن * آب و گل من ز تواست گلشن
امّيدِ منى بِه هر دو عالم * دورم منما ز خويش يك دم
بنگر ز گنه چه تيره روزم * چون شمع به درگهت بسوزم
باشد كه نظر كنى به حالم * بخشى به عنايتت كمالم
يادى ز غريبِ بىنوا كن * از لطف تو درد من دوا كن
مسكين به درِ تو دردمند است * دلخسته و زار و مستمند است « 1 »
عظمت و بزرگى انسان
گمان نبريد كه در دار هستى ، موجودى همچون انسان ، داراى مايهء كمال باشد .
انسان گرچه در ابتداى ولادت نظير بسيارى از موجودات عادى به نظر مىرسد ؛ ولى مايهها و استعدادهايى در اوست كه اگر با كمك هدايت الهى توسط انبيا و امامان عليهم السلام به كار گيرد و به خصوص از بدترين موانع راه كه گناه و عصيان است اگر
هامش
( 1 ) - مؤلف .