على عليه السلام چه خوشبخت وسعادتمند است كسى كه در اين دنياى پرعظمت عبادت پا گذارد و نسيم جانبخش اين دنيا او را نوازش دهد ، آن كس كه به اين دنيا گام نهد ، ديگر اهميت نمىدهد كه در دنياى ماده و جسم بر ديبا سر نهد يا بر خشت خام .
حضرت در اين زمينه مىفرمايد :
چه خوشبخت و سعادتمند است آنكه فرائض پروردگار خويش را انجام مىدهد ، اللّه يار و حمد و قل هو اللّه كار اوست .
خوشا آنان كه اللّه يارشان بى * به حمد و قل هو اللّه كارشان بى
خوشا آنان كه دائم در نمازند * بهشتِ جاودان بازارشان بى « 1 »
رنجها و ناراحتىها را مانند سنگ آسياب نسبت به دانه در زير پهلوى خود خورد مىكند ، به هنگام شب از خواب دورى مىگزيند و شب زنده دارى مىنمايد ، آنگاه كه سپاه خواب حمله مىآورد ، زمين را فرش و دست خود را بالش قرار مىدهد ، جزء گروهى است كه نگرانى روز بازگشت ، خواب از چشمشان ربوده ، پهلوهاشان از خوابگاهشان جا خالى مىكنند ، لبهايشان به ذكر پروردگارشان آهسته حركت مىكنند ، ابر مظلم گناهشان بر اثر استغفارهاى مداوم پس مىرود ، آنانند حزب خدا ، همانا آنان رستگارانند .
به قول شيداى سوخته مرحوم روشن :
باديه گردان عشق فخر بنى آدمند * تا شده جوياى عشق بىخبر از عالمند
مرحلهء شوق را نفس نباشد دليل * گمشدگان رهند راهنماى همند
در بر دردى كشان راز نبايد نهفت * زان كه به روشندلى معنى جام جمند
با همه آلودگى پاكتر از گوهرند * با همه پژمردگى تازهتر از شبنمند
هامش
( 1 ) - بابا طاهر .