مسائل را با كمال دقت رعايت نماييم ، تا از زندگى بهرهء الهى ببريم .
خداوند در رأس همهء امور است و او مفيض فيض و مبدء هر خيرى است ، حضرتش دستورها را به پيامبر صلى الله عليه و آله ابلاغ مىكند و به صورت قرآن و وحى و الهام در اختيار او قرار مىدهد : پيامبر صلى الله عليه و آله آنچه دارد به امام منتقل مىنمايد و امام به فقيه ، عقل بايد تمام احكام لازم را از فقيه بگيرد ؛ زيرا در وجود انسان عقل واسطهء دريافت است ، قلب بايد دريافت عقل را تفقه كرده و بفهمد ، سپس بايد نفس را حاضر به گرفتن يافتههاى عقل كرد و آنگونه بايد نفس آگاه را مؤدب نمود كه دانستهء خود را به وسيلهء اعضا و جوارح تحقق عملى دهد و نتيجهء اينگونه عمل هم بدون شك حيات جاويدان بهشتى است .
پس بايد اعضا و جوارح ، تابع نفس الهى و نفس تابع نور قلب و قلب تابع عقل و عقل پيرو فقيه جامع الشرايط باشد ، علم فقيه ريشه در امامت و امامت ريشه در نبوت و نبوت ريشه در ربوبيت حضرت محبوب دارد ؛ انسان اگر خود را حاضر كند ، در اين گردونه قرار بگيرد ، در تمام امور نيّتى جز خدا و ارادهاى جز حضرت حق نخواهد داشت .
حكيم صفاى اصفهانى ، آن شوريدهء شيدا در اين زمينه گويد :
شبى كه ديده به ديدار دوست باز كنم * دم سپيده ز خورشيد احتراز كنم
بود وضوى من از آب چشم و طاعتم اين * كه رو به قبلهء ابروى او نماز كنم
پرم به عرش حقيقت ز آشيانهء آز * دو بال بستهء مرغ نياز باز كنم