[
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ ]
« 1 »
.
آنان كه همواره خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مىكنند و پيوسته در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند ، [ و از عمق قلب همراه با زبان مىگويند : ] پروردگارا ! اين [ جهان با عظمت ] را بيهوده نيافريدى ، تو از هر عيب و نقصى منزّه و پاكى ؛ پس ما را از عذاب آتش نگاهدار .
[
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ * وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ]
« 2 »
.
و سرگذشت كسى كه آيات خود را به او عطا كرديم و او عملًا از آنان جدا شد ، براى آنان بخوان ؛ پس شيطان او را دنبال كرد [ تا به دامش انداخت ] و در نتيجه از گمراهان شد . * و اگر مىخواستيم [ درجات و مقاماتش را ] به وسيلهء آن آيات بالا مىبرديم ، ولى او به امور ناچيز مادى و لذتهاىِ زودگذرِ دنيايى تمايل پيدا كرد و از هواى نفسش پيروى نمود ؛ پس داستانش چون داستان سگ است [ كه ] اگر به او هجوم برى ، زبان از كام بيرون مىآورد ، و اگر به حال خودش واگذارى [ باز هم ] زبان از كام بيرون مىآورد . اين داستان گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند ؛ پس اين داستان را [ براى مردم ] حكايت كن ، شايد [ نسبت به امور خويش ] بينديشند .
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 191 .
( 2 ) - اعراف ( 7 ) : 175 - 176 .