برايش آشكار شده و عظمت بىنهايت در بىنهايت محبوب در آيينهء دلش تجلّى مىكند .
چون فقر خالص را در ذات موجودات ببيند و عظمت را به تنهايى در محبوب حقيقى عالم مشاهده كند ، تمام حجابهايى كه قبل از اين دو نظر - نظر به فقر ذاتى موجودات و عظمت منحصر به حق در قلبش بود از ميان برداشته شود و دلى كه قبل از مشاهدهء بزرگى حق و حقارت موجودات ، دچار حجابها بود عرش الهى گردد و از آسمانها و زمين وسعتش بيشتر شود ! !
در اينجاست كه دست حاجت بردن به سوى غير خدا قطع شود و جز دامن رحمت و عنايت و لطف و محبّت او در دست نماند .
در اينجاست كه بر انسان معلوم مىشود تمام موجودات با همهء قدرتى كه از طرف حق به آنها عنايت شده از درمان كوچكترين درد انسان عاجز و تنها خداست كه حلّال تمام مشكلات است .
در اينجاست كه موجوديّت ناچيز انسان با اتّصال به انوار حقيقت ، از ناسوت نجات پيدا كرده و پرواز كنان به سوى خطّه لاهوت به حركت آيد .
و اينجاست كه مشرّف به شرف خلافة اللهى گشته و در زمين به خاطر فنا شدن در حق ، كار خدايى كند .
اديب ارجمند ، ملّا محمّدباقر لارى به پيشگاه مولا چنين عرضه مىدارد :
كريما رحيما جهان داورا * عطا پرورا معدلت گسترا
خداوندگارا خدايى تو راست * زما عجز و قدرت نمايى تو راست
تويى دادخواه و تويى دادرس * تويى بيگه و گاه فرياد رس
تويى آگه از هر نهان همه * تويى هم نهان هم عيان همه
على را شبانگاه بيتوته نيز * نگه داشتى زآن گروه سيتز